ريشه اي از آسمان

اسير گهواره ايم

و از دور دست هاي دور

اشاره مي شويم

به آغوشي

لبخندي

كلامي...

در روياهاي ساختگي عصرانه امان

اثري از تلخي و سياهي نبود اما

اينجا زمين عاشقانه برمي خيزد از شب

و من  آرميده ام

بر بالش نرم زمان